![]() |
![]() |
|
| you stay with me |
|
چشمام از کمبود خواب دارن میسوزن
دلمم از دردایی که توشه و کسی و نداره بهش بگه پره دلم میخواد گریه کنم .دلم میخواد زار بزنم و به این دنیایه لعنتی فحش بدم ولی حیف ...حیف که بازم مثل همیشه جلو ی خودم و میگیرم...بازم صدای مامانم مثل یه زنگ توی گوشمه و میگه حرف بد نزن چند روز پیش تولدم بود...یک سال دیگه به سنم اضافه شد ولی امسال بر عکس هر سال به خاطر این روز خوشحال نبودم ..خیلیم ناراحت بودم نمیدونم چرا.نمیدونم برای چی؟فقط این و میدونم که اصلا خوشحال نبودم همیشه وقتی که شمعا ی تولدو میخواستم فوت کنم چندتا ارزو میکردم همیشه موقع تولدم شمعا ی کیک و از ته دلم فوت میکردم ولی امسال نه ارزویی داشتم نه نفسی که بخواد ۱۷ تا شمع کوچیک و فوت کنه روز تولدم از همیشه بیشتر احساس تنهایی میکردم.. همیشه تولدم که داشت نزدیک میشد از خوشحالی نمیدونستم باید چکار کنم..ولی امسال نه... میدونی چیه دلم پر از غمه دلم پر از درده همیشه سعی میکردم بهترین باشم..سعی میکرم خوبترین باشم..سعی میکردم کسی از دستم ناراحت نشه. همیشه سعی میکردم پاک ترین باشم..سعی میکردم از گناه دور باشم...موفقم شدم چون واقعا" پاک بودم..هم از نظر اخلاق هم رفتار هم عمل باباییم همیشه یه حرف درست میزد .میگفت مهم هدفته تو کارات منم هیچ وقت تو انجام کارام هدف بدی نداشتم همیشه هدفام پاک بودن.. چند وقت پیش تولدم بود..با اینکه سعی میکردم به همه بفهمونم شادم و تظاهر شادی کنم شاد نبودم چرا تو ظاهرم انقدر شاد بودم که هر کسی نمیفهمید فکر میکرد مستم ولی از درون خرد بودم خرد ...خرد دوست دارم کسی و داشته باشم که تمام حرفام و بهش بگم تمام دردام و بهش بگم دوست دارم کسی و داشته باشم که واقعا" دوستم داسته باشه..فقط فقط من و به خاطره چیزی که هستم بخواد..فقط به خاطره خودم بخواد دوست دارم کسی باشه که درکم کنه..کسی باشه ..... حیف که دیگه همچین ادمایی کمن یا اصلا"نیستن من دخترم..دختری پاک با دلی دلتنگ با کلی غم که هیچ کس ازشون خبری نداره دلم میخواد یه چیزی باشه که ارومم کنه نه.... اشتباه فکر نکن.. این دفعه نه سیگار میخوام..نه مسکن...نه میخوام که بمیرم این دفعه فقط یک ذره ایمان میخوام فقط ایمان میخوام.. ایمان به چیزایی که دارم و قدرشون و نمیدونم امان به پاک بودن ایمان به دوست داشتن ایمان به اینکه گناهی ندارم ایمان به این که بفهمم تو این دنیام کسی هست که معنی دوست داشتن و بفهمه ایمان به این که منم کسایی رو دارم که دوسم دارم..کسایی رو دارم که دوسشون دارم این دفعه فقط یک ذره ایمان میخوام
**************** |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط hoofer |
|
|
نشستم کنج اتاق...روی تخت چوبی
چقدر دلم تنگ است برای تو....برای خاطرات دونفرمون برای اون حرفای قشنگ که هیچ کدومشون واقعی نبود برای صدات که هنوزم تو گوشمه برای حرارت دستات که وقتی دستام و میگرفتی احساس امنیت میکردم چشامو میبندم می خوام همه ی خاطراتمون رو مرور کنم.... اخه میدونی چیه...امشب شب اخریه که زنده ام امشب شب اخریه که میتونم بهت فکر کنم امشب شب اخریه که میتونم عکست و بغلم کنم و مثل همیشه تا صبح گریه کنم ولی امشب یه فرقی داره اونم اینه که فردایی نداره چشمامو میبندم اولی چیزی که جلویه چشمام میاد چشمای تو چقدر به خاطره دیدنشون روز شماری میکردم یادته همیشه میگفتم چشمات من و یاد شب میندازه چقدر الان بهت احتیاج دارم چقدر احساس بی امنی میکنم چقدر دلم برای گرمای دستات تنگ شده چقدر قشنگ بود دوتایی بودن چقدر قشنگ بود اون روزا یادمه یه روز بهم گفتی میترسی یادمه اون روز گریه میگردی چقدر اون روز من غصه خوردم اخه حیف بود اون شمای قشنگ بودش که خیس بشه اخه حیف بود که تو غصه بخوری اون روز از خدام بود که هرچی بلاست به سر من بیا..هرچی غصه است باسه من باشه ولی تو ناراحت نباشی اون روزو خوب یادمه تک تک کلمه ها تو یادمه تو چشات خیس خیس بود دستام توی دستت بود نمی دونستم چرا ناراحتی وقتی دلیشو ازت پرسیدم گفتی میترسم یه روز از هم جدا بشیم میترسم یکی من و تورو از هم جدا کنه اون شب بهت گفتم..هیچ کس من و تورو از هم جدا نمی کنه ولی تو خودت باعث جدایی شدی خسته ام از همه چیز چقدر دوست دارم داد بزنم و به همه بگم دوست دارم چقدر دوست دارم همه بفهمن با اینکه تو دوسم نداری من بازم دوست دارم یه زمانی میگفتم چطوری میشه که دو تا عاشق از همه جدا بشن ..اصلا میشه الان میفهمم اره..میشه چقدر دلم برای حرفایی که تو گوشم میگفتی تنگ شده چقدر دلم برای اون صدای قشنگت تنگ شده اره من تو رو دوست دارم با هرچی که دوست داری حتی اگه دوست داشته باشی دوسم نداشته باشی امشب شب اخره یه شب که فقط منم و یاد تو هیچ کس دیگه ایم توش شریک نیست نمی زارم کسیم شریک بشه اخه تو رویاهام تو فقط ماله منی..نه کس دیگه ای منم فقط ماله توم کاش واقعا میشد تو ماله من باشی .....
قرصا رو جلوم ریختم رنگ و وارنگه صورتی..ابی..قرمز...سفید... همه رنگ مثل اسمارتیزن دونه دونه غورتشون میدم چشام دان سیاهی میرم ولی بازم تو جلومی چقدر دلم یه خواب عمیق دلش میخواد اخه خیلی وقته درست نخوابیدم دلم یه خواب عمیق می خواد یه خوابی که هیچ وقت بیدار شدنی نداشته باشه |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط hoofer |
|
|
نشستم کنج اتاق...روی تخت چوبی
چقدر دلم تنگ است برای تو....برای خاطرات دونفرمون برای اون حرفای قشنگ که هیچ کدومشون واقعی نبود برای صدات که هنوزم تو گوشمه برای حرارت دستات که وقتی دستام و میگرفتی احساس امنیت میکردم چشامو میبندم می خوام همه ی خاطراتمون رو مرور کنم.... اخه میدونی چیه...امشب شب اخریه که زنده ام امشب شب اخریه که میتونم بهت فکر کنم امشب شب اخریه که میتونم عکست و بغلم کنم و مثل همیشه تا صبح گریه کنم ولی امشب یه فرقی داره اونم اینه که فردایی نداره چشمامو میبندم اولی چیزی که جلویه چشمام میاد چشمای تو چقدر به خاطره دیدنشون روز شماری میکردم یادته همیشه میگفتم چشمات من و یاد شب میندازه چقدر الان بهت احتیاج دارم چقدر احساس بی امنی میکنم چقدر دلم برای گرمای دستات تنگ شده چقدر قشنگ بود دوتایی بودن چقدر قشنگ بود اون روزا یادمه یه روز بهم گفتی میترسی یادمه اون روز گریه میگردی چقدر اون روز من غصه خوردم اخه حیف بود اون شمای قشنگ بودش که خیس بشه اخه حیف بود که تو غصه بخوری اون روز از خدام بود که هرچی بلاست به سر من بیا..هرچی غصه است باسه من باشه ولی تو ناراحت نباشی اون روزو خوب یادمه تک تک کلمه ها تو یادمه تو چشات خیس خیس بود دستام توی دستت بود نمی دونستم چرا ناراحتی وقتی دلیشو ازت پرسیدم گفتی میترسم یه روز از هم جدا بشیم میترسم یکی من و تورو از هم جدا کنه اون شب بهت گفتم..هیچ کس من و تورو از هم جدا نمی کنه ولی تو خودت باعث جدایی شدی خسته ام از همه چیز چقدر دوست دارم داد بزنم و به همه بگم دوست دارم چقدر دوست دارم همه بفهمن با اینکه تو دوسم نداری من بازم دوست دارم یه زمانی میگفتم چطوری میشه که دو تا عاشق از همه جدا بشن ..اصلا میشه الان میفهمم اره..میشه چقدر دلم برای حرفایی که تو گوشم میگفتی تنگ شده چقدر دلم برای اون صدای قشنگت تنگ شده اره من تو رو دوست دارم با هرچی که دوست داری حتی اگه دوست داشته باشی دوسم نداشته باشی امشب شب اخره یه شب که فقط منم و یاد تو هیچ کس دیگه ایم توش شریک نیست نمی زارم کسیم شریک بشه اخه تو رویاهام تو فقط ماله منی..نه کس دیگه ای منم فقط ماله توم کاش واقعا میشد تو ماله من باشی ..... قرصا رو جلوم ریختم رنگ و وارنگه صورتی..ابی..قرمز...سفید... همه رنگ مثل اسمارتیزن دونه دونه غورتشون میدم چشام دان سیاهی میرم ولی بازم تو جلومی چقدر دلم یه خواب عمیق دلش میخواد اخه خیلی وقته درست نخوابیدم دلم یه خواب عمیق می خواد یه خوابی که هیچ وقت بیدار شدنی نداشته باشه |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط hoofer |
|
|
خیلی وقته که عوض شدم...اره عوض شدم
همه چیزم عوض شده... میخندم اما همش دروغه...از ته دلم میخندم ..اما همش برای اینه که بهم نگن چرا تغییر کردی اخه میدونی چیه حالم از سوال پرسش بهم میخوره.... شوخی میکنم تا نگن دیوونه ای..تا ازم نپرسن چرا اینجوری میکنی حالم از هرچی دوست دارم و عاشقتم بهم میخوره..چون همش دروغه ..یه دروغ......... حالم از هرچی عشق و عاطفه است بهم میخوره حالم از خودم بهم میخوره حالم از توم بهم میخوره...نخند..اره از توم بهم میخوره..فکر نکن ایندفعه ام مثل همیشه است که میگم ازت بدم میاد ولی بعدش بهت میگم دروغ گفتم ..نه ایندفعه حالم از همه چیزت بهم میخوره.... بخند عیبی نداره....اصلا"بیا باهم بخندیم..ها ها... بیا باهم بخندیم.... ولی من به سرنوشتم میخندم.. توم به من بخند...... دوست دارم برای یه بارم شده تو چشات نگاه کنم...بد خودم..اره ..خودم..بهت بگم ازت نفرت دارم بگم حالم ازت بهم میخوره...... اره حق داری اینجوری نگام کنی.... حق داری اینجوری نگاه کنی که انگار داری به یه دیوونه نگاه میکنی چون دیوونه شدم... همه چیز داره یادم میاد از اول تا اخر............ از اولین روزی که دیدمت تا الان که دیگه ازت نفرت دارم... از اولین باری که برات گریه کردم چون دوست داشتم تا الان که بخاطر نفرت ازت گریه میکنم از اولین باری که اولین سیگارم و کشیدم ..تا الان که اگه روزی یه بسته سیگار نکشم روانی میشم از اولین باری که برای توی لعنتی...................... حالا که فکر میکنم از کارایی که انجام دادم خندم میگیره... چقدر بچه بودم.....چقدر نادون بودم...چه راحت تونستی با یه لبخند عاشقم کنی... چه راحت تونستی با یه نگاه روانیم کنی..... اره من از کلمه ی دوست داشتن متنفرم.... دیگه حالم بهم میخوره کسی بهم بگه دوست دارم میدونی میخوام سنگدل بشم..میخوام کاری کنم که همه ازم بدشون بیاد میخوام کاری کنم ..همه ازم متنفر باشن کاری کنم که هیچ کس بهم نگه دوست دارم کاری کنم که....خودمم از خودم بدم بیاد درست مثل الان که از همه چیز متنفرم کاری کنم که دیگه نتونم زنده باشم اره .....خود کشی اما نه..........بچه بازیه من تورو خورد میکنم ..کاری که تو با من کردی کاری که اون دختره ی اشغال که مثلا دوست صمیمیم بود با هام کرد کاری که کسی که همیشه بهش اعتماد داشتم باهام کرد ... منم باهاتون میکنم...اون موقع است که میبینید منم میتونم خود خواه باشم اون موقع است که میبینید منم...اره من ......منم میتونم یه ادم بی تفاوت باشم سکوت......... گریه.......... اشک.......... خنده........... بسه دیگه همه ی اینا بسه.......... منم عوض میشم درست مثل خودتون....خود خودتون...... اون موقعه است که با صدای بلند برای خودم میخندم اون موقعه است که دیگه راحت میشم اون موقعه است که روانیت میکنم اون موقعه است که................................. بعدش یه نفس عمیق بدشم یه خواب ابدی یه خواب ابدی............................................................... distress ............ distress ............ distress
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط hoofer |
|
|
دیگه هیچی برام مهم نیست ...... هیچی......... دیگه برام مهم نیست که باشی یا نباشی دیگه برام مهم نیست که باشم یا نباشم دیگه برام مهم نیست بهم چی میگن دیگه برام مهم نیست که همه دارن دیوونم میکنن دیگه برام مهم نیست که دارم به یه موجود روانی تبدیل می شم دیگه برام مهم نیست که می خوای حرصم و در بیاری دیگه برام مهم نیست ........ خیلی عوضی و بی شرفی.... خیلی نا مردی.... خیلی بی معرفتی دیگه مهم نیست...... هرچی هستی باش ...... دیگه حتی حوصله ندارم بهت چیزی بگم همون بهتر که تو برای خودت باشی منم برای خودم............ |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط hoofer |
|
|
خسته ام...خیلی خسته بیشتر از اون چیزی که بتونی درکش کنی خسته ام ...خیلی خسته از خودم ..از این زندگی ...از دنیا...از همه چیز می خوام گریه کنم برای خودم .... برای همه ی اون کسایی که یه روزی از خودمم بیشتر دوسشون داشتم تازگی ها از خودم متنفر شدم دوست دارم سر به تنم نباشه خنده داره ... اره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟ خیلی جالبه که کسی از خودش بدش بیاد..؟؟!! متنفرم.... از اون کسایی که همیشه دوسشون داشتم ...اما اونا من و حتی به اندازه ی نوک سوزنم دوست نداشتن از اون کسایی که حاضر بودم جونمو براشون بدم..اما اونا به من خیلی بد کردن حاضر شدم براشون از همه چیزم بگذرم ...اما اونا برای بالا کشیدن خودشون حاضر شدن منو خورد کنن حاضر شدن غرورم و زیر پاهاشون خورد کنن وقتی فکر می کنم شک می کنم به این که تا حالا شده کسی یکی رو از ته قلبش دوست داشته باشه.. شک می کنم به این که کسی هست که معنی یه دوست داشتن پاک... یه عشق واقعه ای رو بدونه؟؟!! تو زندگی و رویاهای من که تا حالا کسی نبوده که معنی دوست داشتن و بدونه؟؟؟؟ وقتی فکر می کنم شک می کنم به این که کسی هست تو این دنیا که من و دوست داشته باشه؟؟ یا این که من براش مهم باشم؟؟؟؟؟ حتی به اینم شک دارم که مهسا ..تنها دوستم ..که خیلی دوسش دارم یا حتی زهره ..که از خواهرم برام عزیز تره ...منو دوست دارن یا فقط
شاید فشارم افتاده پایین... تازگیا رنگم همیشه زرده..زرده زرد تازگیا شدم مثل یه افسرده ی روانی که نه حوصله ی کسی رو داره ..نه حوصه داره به چیزی فکر کنه دلم برای شیطونیام تنگ شده برای خندهای از ته دل دلم برای دیوار سفید اتاقم که همشو سیاه کردم تنگ شده دلم برای عروسکایی که همیشه رو تخت خوابیده بودنو الان معلوم نیست کجا گم و گورشون کردم تنگ شده دلم برای اون خرس ابی و خرس سفیده که روز تولدم مهسا و زهره اوردن تنگ شده برای اون قاب عکسی که عکس تمام دوستام توش بود تنگ شده دلم برای اون عکسایی که به همه جای اتاقم زده بودمو همشونو پاره کردم تنگ شده دلم برای اون پیرهن کوتاه صورتیه که برای تولد مهسا خریدم تا بپوشم تنگ شده دلم برای اون گردنبند ماهی که دایی حسین برام اورده بود تنگ شده که با چه نامردی شکستمش اره ادم تو این دنیا خیلی چیزا رو دوست داره که با لا خره از دستشون میده دییییییییییییییییییییییر........................یا........................... زووووووووووووووووووووود هرکس توی این دنیا یه چیزی رو دوست داره درست مثل من اما برای من با همه فرق داره فرقش به اینه که اون چیزی رو که من دوست دارم ..اصلا"هیچ توجه ای به من نداره چه برسه به این که بخواد منو دوست داشته باشه تازه گها همه چیزو سیاه می بینم ...سیاه سیاه منی که همیشه دنیا رو به رنگ صورتی و سفید و ابی می دیدم الان به رنگ سیاه می بینم همیشه به خودم می گم من اصلا" چرا به دنیااومدم بارها شده که مامانم و بابامو برای این که کاری کردن که من به این دنیای طلسم شده وارد بشم و نفرین می کنم
ولی الان من به دنیا اومدم و مجبورم با اون اهنگی که این سرنوشت برام میزنه برقصم یعنی تمام ما ادما یه رقاصیم البته رقاص این سرنوشت HOOFER HOOFER اره ما همه به نوعی رقاصیم و با اهنگی که سرنوشت برامون میزنه میرقصیم اما با این فرق که من یه رقاصه غمگینم ..یه رقاص غمگین HOOFER SAD H O O F E R S A D چند وقتی که دلم برای یه نخ سیگار تنگ شده...اما به خودم قول دادم که دیگه نکشم اره من...الهام....یه دختر افسرده ام که هیچ ارزویی براش نمونده یه دونه داشت که اونم تباه شد دید که این یکی واقعا" ارزو.....هیچ وقت به واقعت نمی رسه اره من الهامم یک hoofer sad
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط hoofer |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
××××××i am nia××××××
|
| نوشته های پیشین |
|
10/23/2006 - 11/21/2006 6/22/2006 - 7/22/2006 10/23/2005 - 11/21/2005 9/23/2005 - 10/22/2005 |
| پیوندها |
|
جو جو دلتنگ نگاه خسته کلبه ی تنهایی غمگین بغض نا تمام |
|
RSS
|